شنبه 16 فروردين 1399 - 11 شعبان 1441 - 2020 آوريل 04
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 265894
تاریخ انتشار : 16 بهمن 1398 12:32
تعداد بازدید : 509

حاصل 99 سال زندگی؛ از نقد استقبال می کنم

استاد احمد سمیعی گیلانی در جمع شاگردان و همکاران قدیمی مرکز نشر دانشگاهی به مناسبت سالروز تولد خود حاضر شد و در سخنانی حاصل اندیشه و دستاورد منش 99 ساله خود را بیان کرد.





به گزارش روابط عمومی مرکز نشر دانشگاهی، در این گردهمایی شاگردان و همکاران قدیمی مرکز از جمله دکتر امید طبیبزاده قمصری، استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اعضای انجمن صنفی ویراستاران، چند نفر از اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی و جمعی از ویراستاران پیشین و کنونی مرکز حاضر شدند و در سخنانی از او تقدیر کردند.
هایده عبدالحسین زاده در ابتدا به بیان خاطراتی از سال های همکاری استاد سمیعی، به ویژه نحوة تدریس ایشان، پرداخت و گفت: استاد در روزهای تغییر ساختمان مرکز نیز کار را تعطیل نکرد، چراکه کار برایشان تعطیل بردار نبود. کردار و رفتار ایشان همیشه سرلوحة کارهایمان بوده است.
سپس امید طبیب زاده با بیان غزلی از سعدی گفت: مرکز نشر مانند قلعه ای با چراغ های روشن در بیابان تاریک بود و یکی از چراغ های آن استاد سمیعی بود. اگر متون را قبل و بعد از ویرایش استاد منتشر کنیم کتاب آموزشی بسیار مناسبی خواهد بود.
محمدرضا داهی، ویراستار پرسابقة مرکز، در ادامه تأکید کرد: افرادی مانند احمد سمیعی گیلانی دیرک (ستون اصلی) چادر فرهنگ ایران هستند و اگر این دیرک کشیده شود، همه آن از بین می رود.
مهناز مقدسی، ویراستاد و پژوهشگر، نیز سمیعی را پدر معنوی خود نامید و گفت: از استاد یاد گرفتیم در حوزة فرهنگی احساس امنیت کنیم و از ایشان دقت نظر، فروتنی، صبر و تحمل را آموخته ایم.
در ادامة این گردهمایی دوستانه، استاد سمیعی گیلانی گفت: راز عمر بلند من این است که هیچ وقت کینه به دل نگرفتم و به این نکتة عقلایی رسیدم که هر کسی کینه به دل بگیرد آزار می بیند، ما باید قصورها را ببخشیم.
وی با اشاره به آموزه های اخلاقی سعدی خاطر نشان کرد: سعدی این منش را داشته است. چنانچه از نهادی ناراحت هستید و از آن انتقاد دارید مدیر آن آماج انتقاد است. اما از طرفی او هم شاید تقصیری نداشته باشد چون او هم مانند همه انسان ها ضعف هایی دارد. اگر این مدیر برود و مدیر دیگری بیاید هم ضعف هایی دارد.
استاد سمیعی در ادامه افزود: من همیشه از نقد استقبال می کنم؛ یعنی کسی عیب های من را بگوید. اتفاقا من اصلاً ویراستار خوبی نیستم چون زیاده در کار دیگران تصرف می کنم و این درست نیست اما نمی توانم. علاوه بر هنر باید قصور را هم گفت و آن است که انسان و همه چیز را جلو می برد. اگر قصور گفته نشود کار جلو نمی رود چون اصطکاک ندارد. نظرها باید اصطکاک داشته باشند تا از حقیقت جرقه بزنند. نباید جلوی نقد را گرفت و از نقد دلگیر شد. از این رو، فکر می کردم دوستان هم نارسایی های من را هم بگویند.
وی نویسندگان را دارای دو شخصیت اجتماعی و شخصی دانست و گفت: متفکران و نویسندگان دو شخصیت دارند؛ با یک شخصیت در اجتماع حاضر می شوند و نقاب آن را بر چهره می زنند و هیچ کس بدون نقاب در اجتماع ظاهر نمی شود، ولی با شخصیت دیگری در زندگی فردی خود هستند. بنابراین، همة ما به درجات متفاوت ریاکاریم و اگر نباشیم سنگ روی سنگ بند نمی شود. شخصیت دیگر ماست که مهم است؛ مثلاً روسو در معاشرت با دوستان همیشه آنها را آزار می داد و آنان به این دلیل همیشه رنجیده و از او کناره می گرفتند. ما آن روسویی را می خواهیم که آثار تازه و فکر را برای ما تهیه کرده است.
استاد سمیعی تأکید کرد: ما به نسل جوان کمتر باید بگوییم فلانی چه کسی بوده، بلکه باید بگوییم چه کرده است. آنهایی هم که زندگی شان را نوشتند دربارة همین نوشته اند، افراد شخصیت عادی خود را نمی گویند و آنچه را در عمق وجودشان هست می خواهند نشان دهند. وقتی ترجمه های 70 سال پیش خودم را می خوانم، اگر نمی دانستم من آن را نوشته ام باور نمی کردم. اینجا معلوم می شود که شخصیت دیگر است که نوشته و شخصیت ظاهری نیست که نوشته است. توارد در اشعار همین را نشان می دهد. باید کسانی را تربیت کنیم که به این حد برسند و خودشان باور نکنند نوشته خودشان است و آن قدر عمق وجود خودشان را در آن ریخته اند.
وی در پایان با بیان اینکه نویسندگانی در این حد مانند سعدی و حافظ داشته ایم، اظهار کرد: من آن قدر مغرور بودم که فکر می کردم حافظ را شناخته ام اما الان وقتی می خوانم می بینم حافظ را نشناخته ام. هر بار سعدی می خوانم می گویم سعدی بهتر از حافظ است و هر بار حافظ می خوانم می گویم حافظ بهتر از سعدی است؛ مردد و بلاتکلیف هستم، نمی دانم کدام را ترجیح بدهم. نویسندگی کار آسانی نیست. آفرینش اثر ادبی کار آسانی نیست و ارزیابی تنها با خواندن زیاد شدنی است. آن قدر باید دید و خواند تا به تشخیص رسید. باید به حدی برسید که ببینید این نوشته در چه حد و سطحی هست. زمان ما صد کتاب می خواندند و یک مقاله می نوشتند، اما الان یک کتاب می خوانند و 10 مقاله می نویسند. چرا این قدر شتابزده هستیم؟ با اینها انسان نه اسمی پیدا می کند و نه رسمی، نه الگو می شود و نه سرمنشأیی.
در ادامة این جلسه دکتر حسین ابراهیم آبادی، رئیس مرکز نشر دانشگاهی، با اشاره به اینکه مرکز نشر دانشگاهی بیش از آنکه مرکز علمی و دانشگاهی باشد، مرکزی فرهنگی است، گفت: باید از مؤسسان یک نهاد فرهنگی هم از لحاظ مادی و هم معنوی قدردانی کرد. پرسش من این است که گسست علمی یا گسست فرهنگی دلیل پیشرفت نکردن یک مجموعه است. تجربة مرکز نشر دانشگاهی نشان می دهد گسست فرهنگی مسئلة مهمی است. در واقع، انسان ها به سازمان سامان می دهند و به عبارتی آن را معنا می بخشند. مرکز نشر از عناصر مقوم فرهنگی و معنابخش بسیاری برخوردار بوده است که یکی از آنها استاد سمیعی است.
وی منابع نوشتاری را موضوع مهمی دانست و تأکید کرد: یکی از مشکلات گرفتاری در تقلب علمی ناشی از آن است که دانشجویان زبان معیار را نمی دانند، مهارت های زبانی ندارند، نگارش بلد نیستند و نداشتن توان نوشتن مشکل جدی عموم آنهاست، لذا همین امر گاهی در روند تحقیق باعث خطای آنها می شود.
در پایان جلسه دکتر سیدعبدالامیر نبوی، معاون پژوهشی نشر دانشگاهی، برای تبریک تولد استاد احمد سمیعی گیلانی هدایایی را به ایشان تقدیم کردند.


 undefined

undefined

undefined

undefined


undefined

undefined

undefined

undefined

undefined

undefined

undefined

undefined



 


جستجو در فروشگاه :