سه شنبه 23 مهر 1398 - 16 صفر 1441 - 2019 اکتبر 15
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 257509
تاریخ انتشار : 11 تیر 1398 15:44
تعداد بازدید : 729

در نکوداشت استاد محسن جهانگیری مطرح شد؛ مهم­ترین کتاب اسپینوزا «اخلاق» است

نکوداشت استاد محسن جهانگیری برگزار شد

مراسم نکوداشت استاد محسن جهانگیری به همت مرکز نشر دانشگاهی و مشارکت دبیرخانه جشنواره بین­ المللی فارابی در خانه اندیشمندان علوم انسانی با حضور استادان و پژوهشگران حوزه فلسفه برگزار شد.

                                        به گزارش روابط عمومی مرکز نشر دانشگاهی، در این نشست دکتر حسین ابراهیم­ آبادی، رئیس مرکز نشر دانشگاهی و دکتر حسین میرزایی، رئیس دبیرخانه جشنواره بین­ المللی فارابی حاضر شدند.

دکتر سیدمحمدرضا بهشتی حسینی به عنوان نخستین سخنران با اشاره به آشنایی با دکتر جهانگیری در سال 1362 خاطر نشان کرد: با ایشان درس تاریخ کلام را داشتیم و بنده نیز در زمینه کلام بدون اطلاع نبودم، اما در آن زمان کسی را نداشتیم که اینقدر در تاریخ کلام مسلط باشد که در نوع خود جالب توجه بود.

وی با اشاره به اهمیت تدریس و پژوهش در زندگی و آثار استاد جهانگیری افزود: زمانی که تدریس می کردند کاملا روشن بود که سابقه طولانی در تدریس دارند. ایشان بسیار شمرده و به هم پیوسته تدریس می کرد و بیانشان در ذهن مخاطب جای می گرفت. البته در سال های بعد نیز با ایشان عصر جدید، بیکن و اسپینوزا را داشتیم و نام ایشان نیز با طرح و اندیشه اسپینوزا گره خورده است. زمانی که استاد از اسپینوزا صحبت می کرد نسبت به او تعابیری را به کار می برد و با این تعابیر او را تکریم می کرد و کاملا روشن بود که برای او احترام خاصی قائل بود.

این استاد فلسفه دانشگاه تهران بیان کرد: تا زمانی که مقطع ارشد را سپری کنم با ایشان درس هایی را داشتیم تا اینکه بنده برای تحصیل در مقطع دکتری به خارج از کشور سفر کردم و پس از آن نیز در گروه فلسفه با ایشان همکار شدم. اما یکی از نکات بارزی که طی این چند سال از استاد دیدم این بود که ایشان تا ماه های آخر زندگی هم به تدریس ادامه داد و این در حالی است که اساتید وقتی به سنی می رسند دیگر حوصله تدریس را ندارند و دوست دارند که بیشتر به کارهای تحقیقاتی و پژوهشی بپردازند.

وی با بیان اینکه وجه دوم در ایشان، اهتمام به امر پژوهش بود و ایشان به همان اندازه که کار تدریس را دنبال می کرد به پژوهش نیز توجه داشت و سختی ها و دشواری های راه را بر خود هموار می کرد و ما نیز تعجب می کردیم که فردی علی رغم داشتن مشکلات جسمانی و ... در سنین پیری باز هم برای انجام این امورات از منزل به دانشگاه می آمد و حضور ایشان در فضای دانشگاه موجب برکت بود که از این نعمت بهره مند بودیم. ایشان در بخش پژوهش نیز روی تتبع بسیار تمرکز کرده بود و دقت نظر ایشان برای ما بسیار جالب توجه بود.

بهشتی در پایان گفت: روح جوان و جست وجوگرانه ای که در این فرد بود انسان را متعجب می کرد و امیدوارم که نسل های بعدی نیز بتوانند از ایشان تاثیر بپذیرند.

در ادامه این نشست، دکتر نصرالله حکمت در سخنانی به اهمیت و جایگاه دکتر جهانگیری در حوزه فلسفه دانشگاهی اشاره و بیان کرد: با مرگ مرحوم استاد جهانگیری، به یاد خروج فارابی از بغداد افتادم. معلم ثانی، فارابی، نزدیک به ۵۰ سال در شهر بغداد زندگی کرد و روزی که از بغداد خارج شد، شهر بغداد ندانست و نفهمید که کسی همچون فارابی از بغداد بیرون می رود. زیرا وقتی که فارابی در بغداد بود، شهر بغداد نمی دانست که یک حکیم بلندمرتبه ای مانند فارابی در آن زیست می کند. وجود فارابی در بغداد «کالعدم» بود و بودش همانند نبودش بود. اینک پس از گذشت بیش از هزار سال از روزی که در دروازه بغداد، تنها شاگرد فارابی او را همراهی کرد و فارابی بغداد را وداع گفت، احساس می کنم که در شهر و دیاری زندگی می کنیم که وجود همه متفکران، صاحب نظران، فیلسوفان، معلمان و متعلمان «کالعدم» است و بودشان همانند نبودشان. چون به تفکر و به فیلسوف نیاز نداریم. امور ما و امور ممکلت ما، بی تفکر هم جاری است و می گذرد و این نشانه آن است که در این شهر، «کون فی العالَم» و «کون فی العالِم» منسوخ گشته و انسان ها بیشتر میل به آن دارند که «کون فی المعلوم» داشته باشند و در جهان لانه زیست کنند.

حکمت با اشاره به دوران شاگردی در نزد دکتر جهانگیری تصریح کرد: اگر بخواهم فهرستی از فضایل ایشان بشمارم بسیار زیاد خواهد شد. تصور می کنم که استاد فقید جهانگیری به مقام معلمی رسیده بود و معلم بود. معلمی این نیست که کسی دانسته ها و معلومات و اطلاعات خود را به دیگری منتقل کند. این مقام معلمی نیست. به ویژه امروز که از بسیاری فضا ها می توانیم این ها را به دست آوریم.

این استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی افزود: از ایشان آموختم که «کمتر از آنچه هستیم دیده شویم». امروز روزگار دیده شدن است و همه می خواهند دیده بشوند و به شهرت برسند، اما بنده این را آموختم که کمتر از آنچه هستیم دیده شویم. آدم هایی را از دور می بینید که قشنگ هستند، ولی وقتی نزدیک می شوید، می بینید که آن گونه که می گفتند نیستند، اما آدم هایی نیز برعکس هرچه نزدیک می شوید به عمق او بیشتر پی می برید. آموزه دیگر این بود که «کمتر از آنچه می دانیم بنویسیم». معتقدم که اگر کسی در ایران می خواهد ابن عربی بخواند و کتاب ایشان را نخواند، ابن عربی شناسی او می لنگد، اما آنچه در این کتاب است، بخشی از دانسته های ایشان است و آن چیزی است که خلاف متداول است، یعنی هرچه می دانیم صد برابر آن را می نویسیم.

حکمت در ادامه به سومین آموزه از دکتر جهانگیری اشاره و تصریح کرد: «بیشتر از آنچه می گوییم رفتار کنیم». این ها همه امروزه منسوخ است و به راستی ایشان آنچه عمل می کردند، یک هزارمش را نمی گفتند و در روایات نیز این گونه به ما دستور داد ه اند: «كُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ»؛ یعنی بی زبان دیگران را دعوت کنید. این سه آموزه وجه مشترکشان وارد نشدن در عرصه غلبه، غوغا و جنجال است. چیزی که امروزه بسیار شایع و متداول است و در واقع این سه آموزه راهبردی، بیشتر در ساحت علم، ادب و تفکر اهمیت دارد و ما را به ساحت حضور می برد نه ساحت ظهور. ساحت ظهور ساحت غلبه است و یکی از ویژگی های ظهور غلبه است و ایشان از ورود در ساحت سیاست و ساحت غلبه، غوغا و جنجال، پرهیز کامل داشتند و ما را با رفتارشان به ساحت حضور می بردند.

دکتر شهین اعوانی نیز به­ عنوان آخرین سخنران در مراسم نکوداشت دکتر محسن جهانگیری با اشاره به اخلاق استاد در خانواده به احترام ویژه او به همسرش اشاره کرد و گفت: در پشت این همه اخلاق و حکمت بانویی در منزل بود که از همه لحاظ استاد را گرامی می­داشت و ما باید از این بابت از این بانو شاکر و قدردان باشیم.

وی با اشاره به اهمیت کتاب اخلاق اسپینوزا دلیل انتخاب این اندیشمند و این کتاب را توسط مرحوم جهانگیری بیان و تأکید کرد: استاد معتقدند در تاریخ فلسفه غرب دکارت و لایب نیتس و اسپینوزا عقل­گرا هستند و بین این سه نفر اسپینوزا از همه عقل­گراتر است. دکارت نمی­تواند الگوی جوانان باشد اما اسپینوزا می­تواند برای جهان مسیحیت به­ عنوان الگو قرار گیرد. او تحت تأثیر ابن­میمون و اندیشمندان مسلمان قرار گرفته و از این جهت برای استاد قابل توجه است.

این استاد دانشگاه افزود: استاد جهانگیری معتقدند سبک اسپینوزا مبهم و قابل تفاسیر گوناگون است. ایشان شاهکار و کامل­ترین اثر اثر اسپینوزا را همین کتاب اخلاق می­دانند. این کتاب در سال 1677 یعنی در سال فوت اسپینوزا برای اولین بار چاپ و سبب شد که به او اتهام الحاد بزنند، اما این اتهام الحاد از نظر استاد جهانگیری سوءفهمی از عقیده وحدت وجودی او بوده است.

وی ویژگی برجسته کتاب اخلاق را روش و ترتیب هندسی آن دانست و گفت: در حقیقت رهنمودی از دکارت بوده، ولی به طریق دیگری تدوین شده است. استاد جهانگیری در کتاب اخلاق بیشتر از سایر کتاب­ها اسپینوزا را با حکمای ما مقایسه کرده و مشترکات را ذکر می­کند. بارها در پاورقی می­ بینیم که ایشان می­ فرماید این مطلب همان است که اسلاف ما درباره آن فلان چیز را گفتند و در مواردی اسپینوزا را با اسلاف غربی­اش مقایسه می­کند. حرف­های غیرمستقیم اسپینوزا که ابهام دارد و ممکن است طور دیگری خواننده آن را تفسیر کند، در پاورقی­ های استاد جهانگیری تماما شرح داده می­ شود.

اعوانی با تأکید بر دقت استاد جهانگیری در معادل­سازی واژگان و پاورقی­ها اظهار کرد: سه اعتراضی که به اسپینوزا وارد است را در پاورقی استاد جهانگیری می­ بینیم و استاد در برخی موارد حتی مرجع ضمیر را هم مشخص کرده است تا سوءتعبیری پیش نیاید.    

در پایان این نشست، تصویر نقاشی­ شده از دکتر محسن جهانگیری به خانواده این استاد گرامی از سوی مرکز نشر دانشگاهی اهداء شد و از دهمین چاپ کتاب اخلاق اسپینوزا ترجمه این استاد گرانقدر که برای نخستین بار با جلد گالینگور به درخواست او منتشر شده است، رونمایی شد. 





جستجو در فروشگاه :